میخوام آسمونی شم

خدایا زمین برام تنگ وکوچیک شده میخوام آسمونی شم

امام زمان ( عج )

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام

می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی

و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم.

بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می

 گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد

میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه


59335657731793596129.png



[ شنبه 10 اسفند 1392 ] [ 04:35 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]

صدای قلبش

وقتی سرم رامیذاشتم روسینه اش صدای تاپ تاپ قلبش بهم آرامش میداد

آروم درگوشم زمزمه میکرد جای تو همیشه اینجاس

الان احساس میکنم دیگه هیچ جایی ندارم





[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]

دریا

37519956067872996812.jpg

دلم دریا میخواد دریای چشمات را



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]

آوارگی

آوارگی فقط این نیست که شبها کنار خیابون بخوابی

 یا یه پناهگاه واسه زندگیت نداشته باشی

یا از شهر خودت دور باشی

گاهی وقتی جایی واسه گریه کردن نداشته باشی آواره ای

وقتی کسی نباشه که اشکات راپاک کنه آواره ای

وقتی نتونی باکسی دردودل کنی آواره ای

وقتی دلت گرفته و یه آغوش گرم میخوای تاآرومت کنه و اون آغوش

 نباشه آواره ای....


89967415163204933004.jpg






[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]

یه خاطره

راستش اینقدر از غم نوشتم که هرکی ندونه فکر میکنه من یه آدم اخمو وبداخلاق و ... هستم

قبل ازاینکه عشقمواز دست بدم یه آدمی بودم که خنده از رولبهام محو نمیشد

ولی خوب بازی سرنوشته و باید باهاش بسازیم 

یه خاطره براتون تعریف میکنم که ماه پیش توی دفترمون اتفاق افتاد
راستش دستشویی محل کار من خیلی بو میاد کلا چه کسی رفته باشه چه نرفته باشه

یه روز یکی از همکارام رفت دستشویی وبنده خدا درراقفل کرد ولی مث اینکه در خراب بود وگیر افتاد تودستشویی

مدیرمون تو دفترش بود این بنده خدام آروم میزد به در دستشویی و میگفت

بچه ها من گیر افتادم نجاتم بدیدونذارید آقای ...بفهمه( مدیرمون )

خلاصه ما هرکاری کردیم نشد در راباز کنیم
من مث فیلمها از دور اومدم و خودمو زدم به در باز نشد

همه تلاشمون راکردیم ولی نشد که نشد
این بنده خدام داشت از بوی دستشویی خفه میشد

دیگه مجبور شدیم مدیرمون راصدا بزنیم

اونم باپیچ گشتی و آچار اومد و درراباز کرد
 
بعد همکارم باکلی خجالت اومد بیرون

مدیرمون دراومد گفت خانم آفتابه که  تو دستشویی هست یه آفتابه آب میریختی اینقدر بو نیاد

اونم بیچاره سرش راگرفته بود پایین و گفت آقای ... من که کاری نکردم اینجا همیشه بو میاد
 
خلاصه کلی اسباب خنده جور شد

یکی از بچه ها بهش گفت اگه از بو خفه میشدی اشکال نداشت من شوهر و بچه ات راجم میکردم

یکی دیگه بهش گفت تنفس دهان به دهان احتیاج نداری توی این بوها بودی

اینم شد یه خاطره




[ چهارشنبه 7 اسفند 1392 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]

تاحالاشده...



تاحالاشده شونه هات دیگه تحمل خستگی روزگار رانداشته باشه ؟
تا حالاشده احساس کنی دلت یه زخم عمیقی داره که باهیچی خوب نمیشه؟
تا حالا شده هیچ جایی واسه پناه بردن نداشته باشی؟
تا حالاشده خودت دلت به حال خودت بسوزه ؟
تاحالاشده دلت بخواد بلند بلند گریه کنی ولی از ترس اینکه بقیه بیان بگن چته بغضت رافروبدی؟
وای که توهمچین مواقعی دوست داری
 بری یه جای بلند و از ته دلت یه داد بکشی
تاهمه غمهای دلت خالی بشه

99144907049817657991.jpg


[ چهارشنبه 7 اسفند 1392 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]

امتحان خدا

خداوند بزرگ همیشه یه جوری بنده هاش را امتحان میکنه

هرکسی را به یه طریقی

* به یکی اینقدر پول میده تاببینه پولدار شدن اون آدم راعوض میکنه یانه

* از یکی پولهایی که طی سالیان سال جمع کرده میگیره

 تاظرفیتش را امتحان کنه

* به یکی بیماری سخت میده

* یکی دیگه از نعمت بچه دار شدن محروم میشه

........

اما میگند یه امتحان هست که از همه این امتحانها سخت تره

اونم اینه که عزیزترین کس زندگیش راازش میگیره...

خدایا این سخت ترین امتحانی بود که ازم گرفتی

ولی شکرت

خودت بهم دادیش خودتم ازم گرفتیش

خدایا بخاطر این امتحانت همه وجودم نابود شده پس خودت کمکم کن









[ چهارشنبه 7 اسفند 1392 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]

کجایی

کجایی ببینی  بامروارید چشمام یه دریا درست شده

کجایی ببینی شبهای پرستاره من بی ستاره ترین شبهای دنیاشده

کجایی ببینی دیگه هیچ مرهمی نمیتونه برای زخم های کهنه ام باشه

کجایی ...

کجایی ...


08758565080191740470.jpg


[ دوشنبه 5 اسفند 1392 ] [ 05:11 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]