میخوام آسمونی شم

خدایا زمین برام تنگ وکوچیک شده میخوام آسمونی شم

شکستن دل

چندروز پیش نشسته بودیم تو حال خودمون بودیم یه دفه دیدیم صدای شکستن یه چیزی میاد


مامانم تو آشپزخونه بود و پارچ از دستش افتاد و شکست


رفتم تو آشپزخونه  مامانم گفت :حیف پارچ شکست خیلی قشنگ بود  ، به مامانم گفتم : فدای سرت مامانم


الهی دل کسی نشکنه ، مامانم گفت آره کاشکی دل کسی نشکنه


دودیقه بعد دوباره گفت : ولی حیف پارچ  شکست امافدای سرمون


پیش خودم فکر کردم اگه با شکستن دل کسی هم صدا بلند میشد خدامیدونه تو دنیا چه خبر بود



[ یکشنبه 3 آذر 1392 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ yasi ] [ نظرات() ]